2006/10/12

زن را گفت بر اين جمله مراقبه كن : توجه نكن
روزي خانه آتش گرفت
زن در حالي كه سوختن خانه را مي ديد گفت توجه نكن
دگر روز كودكش بر رودخانه افتاد و غرق شد
زن با خود گفت توجه نكن
يك روز كه داشت براي شوهرش شام درست مي كرد
از صداي جلز ولز روغن در ماهي تابه روشن بين شد
و شروع به رقصيدن كرد
شوهرش گفت : چه شده ؟
زن گفت : توجه نكن

4 comments:

Anonymous said...

سلام ...
اين نوع بي توجهي خيلي غير عملي به نظر ميرسه ...

Anonymous said...

واقعا!توجه نكن! اصلا اومديم كه توجه كنيم.

Anonymous said...

توجه نكن

Anonymous said...

داشتم رد ميشدم...ديدم اينجا دري بازه...
تا اومدم چيزي بگم ...ديدم:بزرگ رو درش نوشتند:...توجه نكن!!!........